سفارش تبلیغ
صبا
 
بارقه قلم
همگام با هر روز
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

ازین جریمه تا آن جریمه

عزیزی تعریف می کرد در زمان شاه به خاطر مسایل سیاسی، بازداشتم کردند. وقتی آزاد شدم به سر کلاس تاریخ فرستادنم و کتاب تاریخی به من دادند که با تعریف و تمجید از خاندان شاهی همراه بود.

منم برای این که از قید این درس خلاص شوم سر کلاس شروع کردم برای بچه‌ها قصه گفتن و شعر خواندن.

دانش‌آموزان محو داستان و شعر شده‌بودند و چشم از دهان و کلام من برنمی‌داشتند.

عمدا در این سکوت و بهت دانش‌آموزان، کتاب تاریخ را به زمین انداختم.

دانش‌آموزان که آن همه گوش و مدهوش بودند با افتادن کتاب تاریخ به زمین، نگاهشان از من برداشته شد و با کتاب به زمین سقوط کرد.

ازین فرصت طلایی استفاده کردم و بلند شدم و با چهره‌ای ناراحت رو به آن‌ها کردمو گفتم: چقدر حواستان پرت است! اصلا گوش به من نبودید! منتظر این لحظه بودید تا از درس و کلاس خارج شوید!

این رفتار شما یک جریمه خوب می‌خواهد!

و مجبورشان کردم تا از روی همان درس تاریخی که تعریف و تمجید خاندان شاهی بود چند بار بنویسند!

و این چنین با این جریمه، کاری کردم تا دانش‌آموزان خاطره بدی از آن درس به خاطر بسپرند و هرگز از آن به خوبی یاد نکنند

و همان‌طور هم شد!!

بچه‌ها با بیزاری و نفرت از آن درس تاریخ یاد می‌کردند و بعضی‌ها آهسته و زیر لب به شاه فحش می‌دادند!

این خاطره این عزیز منو به یاد خاطره‌ای از همین دست انداخت

همکار دینی و عربی داشتیم که خیلی جدی و سخت‌گیر در درسش بود.

آن سال نمی‌دانم چرا بچه‌های سوممان با این دبیر درافتاده‌بودند. اصلا نه او از آن‌ها و نه آن‌ها از او خوششان نمی‌آمد.

به خاطر بی‌ادبی و جسارت بچه‌ها با آن‌ها به کل‌کل می‌افتاد و چون او معلم کلاس بود بنابراین زور هم با او بود و پیروز صحنه!

یکریز و مدام هم به این دانش‌اموزان خاطی و بی‌انضباط جریمه می‌داد. آن هم از درس دینی و آن هم زیاد. از روی سه درس سه بار!

بچه‌ها دفتر پر می‌کردند و می‌آوردند!

یک‌بار سر کلاسم متوجه شدم که عروسک سیاه زشتی که به جادوگران شبیه بود دردست دارند.

پرسیدم این چیه؟ برای چه درسی به کلاس آوردین؟

یکی از بچه‌ها بی‌پروا و با ناراحتی گفت: این جادوگره خانم ...... است

یادم نمی‌رود، دبیر دینی‌مان هر وقت از کلاس سوممان به دفتر می‌آمد می‌گفت: ستون فقراتم درد می‌کند!

و نمی‌دانست که چقدر ستون فقرات بچه‌ها نیز از دست او و درسش و جریمه‌هایش درد می‌کند!

 

جریمه‌ها با دانش آموزان همان کاری را کرد که در کلاس تاریخ آن عزیز کرد فقط نتیجه این جریمه کجا و آن جریمه کجا!

 




موضوع مطلب :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 96 فروردین 26 :: 12:1 صبح :: توسط : ب. اخلاقی

درباره وبلاگ
خدا را شکر می‌کنم که هر چه از او خواستم به من زیباترش را هدیه داد!
آرشیو وبلاگ
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 9
کل بازدیدها: 51955